نقاشی، موسیقی، تئاتر، ادبیات، خوشنویسی و دیگر شاخههای هنری، فرصتهایی هستند که کودک از طریق آنها میتواند دنیای درونی خود را بیان کند. گاهی یک کودک نمیتواند احساسات، نگرانیها یا خواستههای خود را با کلمات بیان کند، اما همان احساسات را در قالب یک نقاشی، داستان، موسیقی یا نمایش به خوبی نشان میدهد.
هنر همچنین به کودک یاد میدهد که متفاوت فکر کند و برای مسائل، راهحلهای تازه پیدا کند. در دنیایی که آینده آن بیش از هر زمان دیگری به افراد خلاق و نوآور نیاز دارد، پرورش خلاقیت نباید موضوعی فرعی در نظام آموزشی باشد.
از سوی دیگر، فعالیتهای هنری میتوانند روحیه همکاری و مسئولیتپذیری را در کودکان تقویت کنند. حضور در یک گروه تئاتر، اجرای یک سرود یا مشارکت در یک فعالیت هنری جمعی، به کودک میآموزد که موفقیت همیشه حاصل تلاش فردی نیست و همکاری با دیگران نیز بخشی از مسیر موفقیت است.
هنر میتواند پلی میان نسل جدید و فرهنگ و هویت جامعه نیز باشد. آشنایی کودکان با موسیقی، ادبیات، صنایع دستی، آیینها و هنرهای بومی، آنها را با ریشههای فرهنگی سرزمینشان پیوند میدهد و موجب میشود میراث فرهنگی تنها در کتابها باقی نماند، بلکه در زندگی نسل جدید نیز جریان داشته باشد.
در این میان، مدرسه و خانواده نقش مهمی دارند. اگر هنر در برنامه تربیتی کودکان جایگاه شایستهای پیدا کند و امکانات هنری در اختیار همه دانشآموزان، بهویژه کودکان مناطق کمبرخوردار، قرار گیرد، میتوان گام مهمی در مسیر عدالت فرهنگی برداشت.
نباید انتظار داشته باشیم همه کودکان هنرمند حرفهای شوند؛ هدف اصلی، فراهم کردن فرصتی برای تجربه کردن، خلق کردن و شناخت بهتر خود و جهان اطراف است. شاید کودکی که امروز برای نخستینبار قلممو، ساز یا صحنه تئاتر را تجربه میکند، لزوماً هنرمند آینده نباشد، اما میتواند انسانی خلاقتر، صبورتر و آگاهتر شود.
نسل آینده بیش از آنکه به آموزش صرف نیاز داشته باشد، به تربیتی نیازمند است که ذهن و احساس او را همزمان پرورش دهد. هنر میتواند یکی از مهمترین مسیرهای رسیدن به چنین تربیتی باشد.
اگر میخواهیم آیندهای خلاقتر بسازیم، باید به کودکان امروز فرصت خلق کردن بدهیم؛ نه اینکه فقط از آنها بخواهیم حفظ کنند.
- نویسنده : مجید اهورامهر

Thursday, 10 September , 2026