زمین زیر پایمان ترک خورده و صدای پای کمآبی، دیگر یک هشدار فانتزی برای آینده نیست؛ واقعیتِ تلخ و ملموس امروز ماست. خشکسالی مانند یک بحران خاموش، بیصدا میآید، اما وقتی مستقر شد، کشاورزی را نابود، مهاجرتهای اقلیمی را تشدید و امنیت غذایی یک کشور را به مخاطره میاندازد. در این یادداشت، به بررسی این ابرچالش معاصر و راههای حیاتی عبور از آن میپردازیم؛ چرا که دیگر زمان برای «مدیریت بحران» گذشته و باید به سراغ «مدیریت ریسک و سازگاری» برویم.
تغییر اقلیم یا سوءمدیریت؟ کالبدشکافی یک بحران
اگرچه دگرگونیهای اقلیمی جهانی و کاهش نزولات آسمانی یک واقعیت غیرقابل انکار است، اما بخش عمدهای از شدت یافتن بحران خشکسالی در کشورهای در حال توسعه، ناشی از ورشکستگی آبی است. ورشکستگی آبی یعنی ما سالها بیش از آنچه که طبیعت بتواند بازتولید کند، از سفرههای آب زیرزمینی برداشت کردهایم. حفر بیرویه چاههای عمیق، بارگذاری بیش از حد جمعیت و صنایع آببر در مناطق خشک، و اصرار بر خودکفایی در محصولات کشاورزی پرمصرف (مثل هندوانه و برنج در مناطق کمآب)، دست به دست هم دادهاند تا تازیانه خشکسالی تیزتر و دردناکتر شود.
طبق آمارهای جهانی، بخش کشاورزی در بسیاری از مناطق کمآب دنیا، نزدیک به ۹۰ درصد منابع آب شیرین را مصرف میکند؛ این در حالی است که به دلیل روشهای سنتی غرقابی، بیش از نیمی از این آب پیش از رسیدن به ریشه گیاه، تبخیر شده و هدر میرود.
نقشهراه مقابله با خشکسالی: از انفعال تا سازگاری
برای نجات زمین و حفظ منابع آب برای نسلهای آینده، ساختار مدیریت منابع آب باید از یک رویکرد سنتی و سازهای (مثل سدسازیهای بیرویه) به سمت یک استراتژی جامع و علممحور حرکت کند:
۱. انقلاب در معماری کشاورزی (اصلاح الگوی کشت)
بزرگترین برگ برنده ما در برابر خشکسالی، بازنگری در بخش کشاورزی است. تغییر روشهای آبیاری از سنتی به آبیاری مدرن قطرهای و هوشمند (تحت فشار)، کاشت محصولات مقاوم به خشکی و شوری، و انتقال کشت محصولات آببر به محیطهای کنترلشده مانند گلخانهها، میتواند میلیاردها مترمکعب آب را در سال ذخیره کند. کشاورز ما باید یاد بگیرد که به جای «تولید بیشتر به هر قیمت»، به دنبال «بهورزی و ارتقای بازدهی به ازای هر قطره آب» باشد.
۲. بازچرخانی آب و استفاده از آبهای خاکستری
تصفیه فاضلاب شهری و صنعتی و بازگرداندن آن به چرخه مصرف (بهویژه برای صنایع و آبیاری فضاهای سبز شهری)، یکی از استانداردترین راههای مقابله با کمآبی در جهان است. آب نباید پس از یکبار مصرف نابود شود. مفهوم آب خاکستری (آب خروجی از روشوییها و دوشها) و تفکیک آن در سیستم لولهکشی مدرن ساختمانها، میتواند بار سنگینی را از روی دوش منابع آب شرب بردارد.
۳. آبخیزداری و تغذیه سفرههای زیرزمینی
وقتی باران میبارد، به جای آنکه اجازه دهیم به شکل سیلابهای مخرب جاری شده و تبخیر شود، باید با عملیات آبخیزداری (ساخت بندهای خاکی کوچک، کاشت پوشش گیاهی و مدیریت حوزههای آبریز)، سرعت آب را بگیریم. این کار فرصت کافی را به زمین میدهد تا آب باران را ببلعد و سفرههای آب زیرزمینی که در طول سالها خالی شدهاند، مجدداً تغذیه شوند.
۴. دیپلماسی آب و مدیریت فرامرزی
خشکسالی مرز جغرافیایی نمیشناسد. رودخانههای مشترک و حوزههای آبریز بینالمللی نیازمند یک دیپلماسی فعال و منصفانه هستند. تنشهای قومی و منطقهای بر سر آب، یکی از خطرناکترین پیامدهای خشکسالی است که تنها از طریق معاهدات حقوقی پایدار و همکاریهای فرامرزی قابل حل است.
سخن پایانی: پذیرش اقلیم جدید
ما نمیتوانیم ابرهای آسمان را مجبور به بارش کنیم، اما قطعاً میتوانیم نحوه مصرف قطرات باریده شده را مدیریت کنیم. مقابله با خشکسالی، پیش از آنکه نیازمند بودجههای کلان باشد، نیازمند تغییر باورهاست. باید بپذیریم که در یک منطقه خشک یا نیمهخشک زندگی میکنیم و سبک زندگی، مدل توسعه صنعتی، و رویههای کشاورزی ما باید بر اساس این واقعیت بازطراحی شوند.
- نویسنده : بهنازطولابی

Friday, 16 October , 2026