فروردین، در تقویم رسمی و ذهنی ما، همیشه ماه «شروع» است؛ شروع سال، شروع برنامه‌ریزی‌های تازه، شروع امید به بهبود اوضاع.

اما فروردین ۱۴۰۵ در حالی آغاز شده که یک متغیر نامرئی و پررنگ، بر ذهن بسیاری از فعالان اقتصادی، کارآفرینان و حتی خانوارها سایه انداخته است: ابهام درباره نتیجه و سرنوشت مذاکرات؛ بدون آن‌که نیازی باشد وارد جزئیات سیاسی آن شویم.

در چنین فضایی، خودِ «انتظار برای نتیجه» به یک عامل اقتصادی تبدیل می‌شود. بسیاری از تصمیم‌ها – از خرید یک دستگاه جدید در یک کارگاه کوچک گرفته تا راه‌اندازی یک خط تولید تازه یا سرمایه‌گذاری در یک کسب‌وکار نوپا – به تعویق می‌افتند. فعالان اقتصادی، به جای آن‌که افق سال جدید را بر پایه متغیرهای معمولی مانند هزینه تولید، تقاضای بازار یا برنامه توسعه خود تنظیم کنند، ناچارند مدام این سؤال را در ذهن مرور کنند: «اگر فضا بهتر شد چه؟ اگر نشد چه؟»

این تعلیق تصمیم، خود را در چند سطح نشان می‌دهد:

  1. احتیاط در سرمایه‌گذاری و توسعه
    بسیاری از بنگاه‌ها ترجیح می‌دهند فعلاً «صبر کنند». پروژه‌هایی که می‌توانستند از ابتدای سال جدید کلید بخورند، به بهانه «صبر برای روشن‌شدن شرایط» متوقف یا کند می‌شوند. این احتیاط، اگرچه از نگاه تصمیم‌گیران، منطقی و محافظه‌کارانه به نظر می‌رسد، اما در سطح کلان، به معنای تأخیر در ایجاد شغل، رکود در سفارش‌های جدید و عقب‌افتادن چرخه تولید است.
  2. انتظارات متناقض در بازارها
    بازارها در چنین شرایطی معمولاً بین دو سناریو معلق می‌مانند: عده‌ای بر بهبود فضا و کاهش فشارها حساب می‌کنند و عده‌ای دیگر، بر تداوم وضعیت موجود یا حتی سخت‌تر شدن شرایط. حاصل این دوگانه، نوعی رفتار پرنوسان و کوتاه‌مدت‌نگر است؛ تصمیم‌هایی که نه بر برنامه‌ریزی بلندمدت، بلکه بر موج‌های خبری و شایعات روزانه سوار می‌شوند.
  3. فشار روانی بر خانوارها
    این ابهام فقط در تابلوی قیمت‌ها و نمودار بازارها دیده نمی‌شود؛ در مکالمات روزمره مردم هم حضور دارد. از گفت‌وگوهای خانوادگی درباره خرید یک وسیله بادوام (از خودرو تا لوازم خانگی) تا تصمیم برای مهاجرت، تغییر شغل یا سرمایه‌گذاری‌های کوچک، همه و همه به‌نوعی تحت تأثیر این پرسش مبهم قرار گرفته‌اند که «آینده نزدیک چه شکلی خواهد بود؟»
    نتیجه، نوعی احتیاط روانی است؛ تردید، تعلل، و گاهی خستگی از این انتظار طولانی.
  4. سال نو با برنامه‌هایی نیمه‌تمام
    فروردین ۱۴۰۵ باید زمانی برای نهایی‌شدن بودجه‌های سالانه شرکت‌ها، برنامه توسعه کسب‌وکارها و تنظیم استراتژی‌های تازه باشد؛ اما سایه ابهام، بسیاری از این برنامه‌ها را به صورت «پیشنویس» نگه داشته است. به‌جای تصمیم‌های قطعی، بیشتر با «اگر» و «شاید» روبه‌رو هستیم.

در مجموع، بدون ورود به جزئیات سیاسی، می‌توان گفت که خودِ فرآیند مذاکرات – به عنوان یک عامل نامعلوم و بیرونی – به یکی از مهم‌ترین متغیرهای ذهنی و روانی اقتصاد در فروردین ۱۴۰۵ تبدیل شده است.
سال نو شروع شده، اما برای بسیاری از تصمیم‌های اقتصادی، هنوز زنگ آغاز به صدا درنیامده؛ گویی همه در اتاق انتظار نشسته‌اند، چشم به راه خبری که زمان و نتیجه‌اش برای هیچ‌کس روشن نیست.