در حالی که روزهای پایانی اسفند همواره با هیاهوی خرید شب عید و تکاپو برای استقبال از بهار گره خورده بود، امسال سایه سنگین و غم‌بار فاجعه مدرسه میناب، فضای جامعه را به کلی دگرگون کرده است.

این حادثه تلخ، فراتر از یک خبر، به زخمی عمیق بر پیکره افکار عمومی تبدیل شد که شیرینی آمدن سال نو را در کام همگان تلخ کرد.

وقوع چنین حوادث ناگواری در فضاهای آموزشی، لایه‌های مختلفی از بحران‌های اجتماعی و انسانی را نمایان می‌سازد. از یک سو، سوگ عمیق خانواده‌هایی که عزیزترین اعضای خود را در مکانی که باید مأمن دانش و ایمنی باشد از دست داده‌اند، و از سوی دیگر، شوک بزرگی که به بدنه نظام آموزشی و اعتماد عمومی وارد شده است. این فاجعه بار دیگر ضرورت بازنگری جدی در استانداردهای ایمنی و زیرساخت‌های آموزشی در مناطق محروم را به یک مطالبه عمومی و انسانی تبدیل کرد.

در این میان، آنچه در روزهای اخیر بیش از پیش به چشم می‌آمد، موج بی‌سابقه همبستگی و همدردی مردم از گوشه و کنار کشور بود. پیام‌های تسلیت، پویش‌های مردمی برای حمایت از بازماندگان و حضور معنوی جامعه در کنار مردم داغدار میناب، نشان‌دهنده زنده‌بودن روح جمعی و ایثار در میان ایرانیان است. این همبستگی، اگرچه از دل فاجعه بیرون آمده، اما تنها روزنه امیدی است که می‌تواند به ترمیم زخم‌های روحی بازماندگان کمک کند.

اسفند ۱۴۰۴، در تاریخ معاصر ما نه با جشن‌های نوروزی، بلکه با نام و یاد دانش‌آموزانی ثبت خواهد شد که زودتر از شکوفه‌ها پر کشیدند. اکنون بزرگ‌ترین وظیفه جامعه و نهادهای مسئول، نه فقط سوگواری، بلکه تلاش برای اطمینان از این است که دیگر هیچ مدرسه‌ای در هیچ کجای این سرزمین، شاهد چنین روزهای سیاهی نباشد. نوروز امسال، برای بسیاری از ما، با سکوت و یادبود کسانی همراه خواهد بود که جای خالی‌شان در سفره‌های هفت‌سین هرگز پر نخواهد شد.