در عصر سلطه رسانه‌ها، قدرت اقناع و تأثیرگذاری دیگر در انحصار زور و سیاست نیست.

به قلم مهناز رضایی؛ امروز تصویر، روایت و سبک زندگی ابزارهای نفوذ در جوامع‌اند. شبکه‌های ماهواره‌ای، به‌ویژه آن دسته از رسانه‌های فارسی‌زبان که با سرمایه‌گذاری‌های کلان و مشکوک از بیرون مرزها هدایت می‌شوند، نقشی محوری در بازتعریف ارزش‌ها، تضعیف بنیان‌های اخلاقی و تسریع فرایند تغییرات فرهنگی در جوامع هدف دارند. یکی از شگردهای اصلی این رسانه‌ها، ترویج تدریجی مفاهیم مرتبط با فحشا، بی‌قیدی جنسی و بی‌ثبات‌سازی خانواده در قالب محتوای سرگرم‌کننده است.

فحشا به مثابه گفتمان پنهاننگاه سطحی به محتواهای نمایشی شبکه‌های ماهواره‌ای ممکن است آن‌ها را صرفاً برنامه‌هایی سرگرم‌کننده جلوه دهد، اما تحلیل گفتمانی آن‌ها نشان می‌دهد که بسیاری از این تولیدات، حامل مفاهیمی هستند که به‌طور غیرمستقیم فحشا را نه‌فقط عادی‌سازی بلکه زیباسازی می‌کنند. نمایش روابط آزاد و چندگانه، فروکاستن زن به ابژه جنسی، و تجلیل از سبک زندگی بدون تعهد، مؤلفه‌های ثابت این گفتمان هستند.

خانواده؛ هدف اصلی حمله فرهنگینهاد خانواده در فرهنگ ایرانی ـ اسلامی، سنگ بنای هویت اجتماعی، تربیت اخلاقی و تداوم فرهنگ محسوب می‌شود. از این‌رو، طبیعی است که در استراتژی جنگ نرم، خانواده یکی از نخستین اهداف تخریب باشد. برنامه‌هایی که خیانت، طلاق عاطفی، روابط پنهان و بی‌تعهدی جنسی را به‌عنوان موضوعات عادی و حتی جذاب معرفی می‌کنند، در عمل در حال سست کردن ساختار خانواده و تضعیف سرمایه اجتماعی جوامع‌اند.

نوجوانان؛ مخاطبان در تیررسمخاطبان اصلی این محتواها، نوجوانان و جوانانی هستند که در مرحله جستجوی هویت و تعریف ارزش‌های شخصی قرار دارند. مواجهه مکرر با محتوای جنسی، هنجارشکن و بی‌مسئولیت در شبکه‌های ماهواره‌ای، ممکن است منجر به زوال معیارهای اخلاقی، بحران هویت و شکل‌گیری گرایش‌های ناسازگار با فرهنگ بومی شود. این روند، در بلندمدت پیامدهای اجتماعی و حتی امنیتی به همراه دارد.

رسانه، ابزار جنگ شناختیبر خلاف تصور عمومی، رسانه‌های ماهواره‌ای صرفاً پدیده‌هایی فرهنگی یا اقتصادی نیستند، بلکه در بسیاری موارد، بازوی رسانه‌ای پروژه‌های سیاسی و امنیتی قدرت‌های فرامنطقه‌ای‌اند. اشاعه فحشا در محتوای این رسانه‌ها، بخشی از راهبرد کلان “جنگ شناختی” است؛ جنگی که بدون گلوله، با تصویر و ذهن انجام می‌شود.

راهبرد مقابله: از فیلتر تا فرهنگ‌سازیمقابله با این تهدید چندلایه، نیازمند نگاهی فراتر از محدودسازی تکنولوژیک است. فیلتر و ممنوعیت، تنها می‌تواند نقش کوتاه‌مدتی در مهار اولیه ایفا کند. آن‌چه در بلندمدت کارآمد خواهد بود، سرمایه‌گذاری جدی در تولید محتوای باکیفیت بومی، آموزش سواد رسانه‌ای به خانواده‌ها، تقویت نهادهای فرهنگی در رصد و تحلیل جریان‌های رسانه‌ای و نیز احیای گفتمان اخلاق‌محور در فضای عمومی است.
نتیجه‌گیری:اشاعه فحشا از طریق شبکه‌های ماهواره‌ای، نه یک انحراف اتفاقی، بلکه بخشی از پروژه‌ای هدفمند برای ایجاد گسست فرهنگی در جوامع سنت‌محور است. شناخت دقیق این تهدید، شرط نخست هرگونه مواجهه مؤثر با آن است. در این مسیر، تنها با اتحاد رسانه‌های ملی، نهادهای آموزشی و بدنه اجتماعی می‌توان سپری فرهنگی در برابر هجمه‌ پنهان و خزنده‌ این رسانه‌ها ساخت.