جامعه انسانی، همچون تاروپودی پیچیده و رنگارنگ است که تنوع و تکثر آن به لحاظ نژادی، زبان و رسوم محلی ، نه تنها ضعف آن نیست، بلکه سرچشمه غنای فرهنگی و ظرفیت‌های بی‌پایانش محسوب می‌شود.

به قلم توران صفری جامعه شناس– متأسفانه، تاریخ بشریت بارها شاهد سوءاستفاده از این تنوع بوده است؛ مرزبندی‌های کاذبی که بر پایه نژاد، زبان، رسوم محلی، یا باورهای فرهنگی ساخته شده‌اند، تنها به ابزاری برای تفرقه و تقابل تبدیل گشته‌اند.

مرزبندی های ساختگی، تهدیدی برای همبستگی اجتماعی این دسته‌بندی‌ها، اغلب ریشه در مناسبات قدرت دارند؛ گروههای مسلط برای حفظ هژمونی خود، گاه آگاهانه و گاه ناخودآگاه، “دیگریسازی” را دامن میزنند.

این فرآیند، اقشار مختلف جامعه را در مقابل یکدیگر قرار میدهد و اتحاد طبیعی آنها را خدشه‌دار میکند. پرسش اساسی اینجاست: آیا تفاوت در گویش، پوشش، یا آیین‌های محلی، به معنای ناهمگونی در آرمانهای انسانی است؟ پاسخ روشن است: خیر.

وظیفه روشنفکران و کنشگران اجتماعی است که این مرزهای ساختگی را به چالش بکشند. همبستگی واقعی زمانی شکل میگیرد که اقشار گوناگون جامعه ــ به‌جای تقابل ــ مکمل یکدیگر تلقی شوند. تاریخ نشان داده است که جوامعی پایدارتر مانده‌اند که توانسته‌اند تنوع را نه به‌عنوان تهدید، بلکه به مثابهی فرصت ببینند.

به جای تأکید بر خطوط تفکیک، باید بر اشتراکات انسانی تأکید کنیم: عدالت‌خواهی، کرامت انسانی، و حق برخورداری از زندگی آزاد و برابر. تنها از این طریق است که می‌توان جامعه‌ای ساخت که در آن، هیچکس به‌خاطر رنگ پوست، زبان مادری، یا آیین اجدادی‌اش «غریبه» محسوب نشود.