جامعه‌ی زنان، با تنوع فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی‌اش، نقشی حیاتی در تحولات جوامع ایفا می‌کند. زنان نه تنها در عرصه‌های خانوادگی و تربیتی، بلکه در عرصه‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی به‌عنوان عاملان تغییر و پیشرفت شناخته می‌شوند.

یادداشت-بهناز طولابی– اما واقعیت این است که این ظرفیت به‌طور کامل در بسیاری از جوامع به‌ویژه در کشورهای در حال توسعه مورد توجه قرار نگرفته و به درستی از آن بهره‌برداری نشده است.
از یک‌سو، سرمایه‌گذاری بر توانمندی‌های زنان می‌تواند منجر به تغییرات مثبتی در ابعاد مختلف جامعه شود. آمارها نشان می‌دهند که افزایش مشارکت زنان در نیروی کار، بهبود سطح تحصیلات آن‌ها و حضورشان درسیاست ، موجب رشد اقتصادی، کاهش فقر و ارتقای کیفیت زندگی می‌شود.
به عنوان مثال، طبق گزارش سازمان ملل متحد، هر درصد افزایش در مشارکت اقتصادی زنان می‌تواند منجر به افزایش ۳۵ درصدی در تولید ناخالص داخلی یک کشور شود.
از سوی دیگر، زنان در جوامع مختلف به‌ویژه در بحران‌ها و مواقع اضطراری، نقش‌هایی اساسی ایفا می‌کنند که در بسیاری از موارد نادیده گرفته می‌شود. آن‌ها نه تنها در سازماندهی و حفظ نظم اجتماعی نقش دارند، بلکه در بسیاری از مواقع، به‌عنوان موتور محرکه در جهت توسعه پایدار و تقویت ساختارهای اجتماعی عمل می‌کنند.
اما برای بهره‌برداری کامل از این ظرفیت، نیاز به تغییرات بنیادین در سیاست‌گذاری‌ها و فرهنگ‌های اجتماعی داریم. نیاز به آموزش، توانمندسازی و فراهم کردن فرصت‌های برابر برای زنان در تمام سطوح اجتماعی و اقتصادی بیش از پیش احساس می‌شود.
سرمایه‌گذاری در سلامت و آموزش زنان و دختران، علاوه بر اینکه بر بهبود وضعیت فردی آن‌ها تأثیرگذار است، به توسعه‌ی جامعه و کشور به‌طور کلی کمک شایانی می‌کند.
در نهایت، جامعه‌ی زنان نه تنها یک سرمایه اجتماعی ارزشمند است، بلکه با تکیه بر این ظرفیت‌ها می‌توان به آینده‌ای پایدارتر و برتر دست یافت. حرکت در راستای تقویت و به رسمیت شناختن جایگاه زنان، نه تنها یک ضرورت اخلاقی و اجتماعی است، بلکه یک اولویت استراتژیک برای ساختن دنیایی عادلانه‌تر و پیشرفته‌تر به شمار می‌رود.

  • نویسنده : بهناز طولابی