قدم زدن، نگاهی ناامیدانه و در نهایت، گذشتن! تکراری ترین سکانسی است که این روزهای دمِ عیدی کاسبان بدان چشم دوخته اند!

به قلم علی فرخی-  دردا و حسرتا که هر سال با وضعیت بدتری به نسبت سال قبل به پیشواز بازار دمِ عید میرویم و طاقت کسبه از این بازار بی روح و کسالت بار به سرآمده.

تورم شدید و قیمتهای نجومی، مخصوصا در اقلامی مانند پوشاک و کفش، جرات و توان خرید را از سرپرستان خانواده ستانده است.

علاوه بر گران شدن پوشاک و افزایش تورم، باید نگاهی هم به قاچاق این نوع کالاها و ورود بی رویه آن به کشور داشت. از سوی دیگر تاناکوراها و لباسهای استوک هم سهم بسزایی در این اوضاع نابسامان داشته و همین امر باعث شده تولید کنندگان داخلی توان مقابله با کالاهای خارجی و ورود کیلویی لباسهای دسته دوم را نداشته باشند.

تجربه این شیب تند در افزایش مخارج، مخصوصا در پایان سال، زنگ خطری است که پیش از شنیدن صدایش توسط مردم، مسیولان باید از طرق مختلف برای حل این شرایط بشتابند.

اندک اندک کفش و البسه هم از سبد خانوار در حال حذف شدن است! با این وصف، احتمالا باید کفش و لباسهای کهنه را قدر بدانیم و بیگانگی خود را با بازار باور کنیم!

از این حقیقت هم نباید گذشت عدم نظارت مستمر بر بازار پوشاک و‌گرانی بی رویه یکی از دلایل فرار مشتریان و رکود آن در شهرستان اسلام آباد است .