فاشیسم نام مسلک و مکتب سیاسی و طرز حکومتی است که در فاصله جنگ جهانی اول و دوم در آلمان و ایتالیا حکم فرما بود و به طریق استبداد و دیکتاتوری فرمانروایی می‌کرد.

آوازه آنلاین، به قلم رضا رومیانی– واژه فاشیسم «Fascism» نام نهضت یا حرکتی است که نخستین بار به وسیله موسولینی دیکتاتور ایتالیا در سال‌های ۱۹۲۲ تا ۱۹۴۳ در آن کشور به وجود آمد و جریان‌های مشابهی مانند نازیسم در آلمان و فلانژیسم در اسپانیا به دنبال آن در همین خط سیر فکری به وجود آمدند. فاشیسم از کلمه «Fasces» گرفته شده و آن علامتی است به شکل تبر که بر روی پرچم‌های فرمانروایان قدیم رومی نقش بسته و سمبل قدرت آنها بود.

 

فاشیسم پیش از اینکه یک فلسفه یا ایدیولوژی سیاسی باشد، یک روش حکومت است که بر سه اصل حکومت فردی، قدرت و حاکمیت دولت و ناسیونالیسم افراطی استوار است. در حکومت‌های فاشیستی فردی که در راس حکومت قرار می‌گیرد ما فوق قانون است. در حکومت‌های فاشیستی سازمان دولت با تکیه بر قدرت نظامی و گروه‌های فشار سیاسی و وسایل تبلیغاتی که در اختیار دولت است آزادی‌های فردی را محدود می‌سازد و هرگونه حرکت مخالفی را سرکوب می‌کند.ویژگی‌های فاشیسم عبارتند از:

۱ـ عدم اعتماد به عقل

۲ـ انکار اصل اساسی مساوات بشری

۳ـ نظام رفتاری مبتنی بر دروغ و خشونت

۴ـ سیستم تک حزبی و حکومت توسط عده‌ای نخبه و اعمال قدرت نامحدود

۵ـ نژادپرستی و ناسیونالیسم افراطی

۶ـ ضدیت با حقوق و نظام بین‌المللی

۷ـ تقدیس رهبر تا حد ممکن

۸ـ مخالفت با دموکراسی لیبرالیسم و سوسیالیسم

۹ـ اعتقاد شدید به قهرمان پرستی (هیروییسم» و رزمجویی (میلیتاریسم) در مقایسه حاکمیت اسلامی با فاشیسم شاید از این جهت که فاشیسم، هم مدعی طرفداری از محرومان و هم قایل به تقدس رهبری و مردمی بودن رهبر است شباهتی را به نظر آورد.فاشیسم در واژه به‌معنای روش‌هایی است که برای تمرکز قدرت در حکومت استفاده می‌شود. در علوم سیاسی همچنین از واژه فاشیسم اقتصادی و فاشیسم فرهنگی برای بیان برخی رفتارهای تمرکزگرایانه اقتصادی یا فرهنگی در سرزمینی خاص نیز استفاده می‌شود.

فاشیسم و نازیسم اشکال مختلف دیکتاتوری است که در شرایط بحران حاد اقتصادی برای حفظ حکومت از به قدرت رسیدن سایر بخش‌های جامعه، در جامعه حاکم می‌شود. این واژه بعدها در مفهوم گسترده‌تری به کار رفت و به دیگر رژیم‌های نظامی و مذهبی که دارای ویژگی‌های مشابهی بودند گفته شد.

فاشیسم از لحاظ نظری، محصول توسعهٔ نظری نژادباوری و امپریالیسم اروپایی و از نظر اجتماعی محصول بحران‌های اقتصادی و اجتماعی پس از جنگ جهانی اول بود؛ ولی با شکستِ کلّیِ نیروهای محور در جنگ جهانی دوم از اعتبار افتاد. پس از جنگ، برخی حزب‌های نوفاشیست در اروپا پدید آمدند (از جمله حزب نوفاشیست ایتالیا) ولی توفیق چندانی به‌دست نیاوردند. در قاره‌های دیگر نیز رژیم‌هایی با ایدیولوژی فاشیستی پدید آمدند؛ مانند پرونیسم در آرژانتین به رهبری خوآن پرون که بین سال‌های ۱۹۴۵ تا ۱۹۵۰ دیکتاتورِ آرژانتین بود. اما پرونیسم آرژانتین با فاشیسم ایتالیا تفاوت‌های مهمی (از جمله نداشتن سیاست خارجی تجاوزگرانه) داشت.