در غرب تأمل درباره هنر از آغاز تا دوران رمانتیسم در قرن نوزدهم روایتگر شرح و تفسیر طولانی و متناقض و بحث انگیز نظریه های یونان باستان است.

رضا رومیانی– بخش بزرگی از این تأملات به تفسیر های نو به نوی نظریه امر زیبا و تقلید اختصاص یافته است.

 

دیدیم که خودمختاری زیباشناسی فقط با رهایی تدریجی از مفهوم سازی های متافیزیکی و الهیاتی حاصل شد.این مفهوم سازی ها بر ایده زیبای ایدیال و سر سپردگی زیبایی به اخلاق و فلسفه مبتنی بود.

 

گسست هایی که از زمان رنسانس پدیدار شد در واقع واکنش هایی بود به کم ارزش دانستن هنرهای بصری به ویژه نقاشی و تحقیر فعالیت های هنری به طور کلی و خصوصا ناچیز شماری جایگاه هنرمند.

 

ارسطو (۳۸۴_۳۲۲ پ.م)شاگرد افلاطون به دفاع از تقلید پرداخت و لذت و تقلید هنری از طبیعت را به یکدیگر پیوند زد.

 

انسان مقلدترین موجود در جهان است و این استعداد را دارد که از کودکی از راه تقلید بیاموزد و همه ما از تقلید طبیعی لذت می‌بریم.

 

نکته دیگر پلایش احساسات و هیجانات حاصل از تراژدی است که لذت محصول هراس و شفقتی است که نزد بیننده برانگیخته میشود و این پالایش مبتنی است بر یک عمل روانشناختی بسیار ویژه یعنی همذات پنداری بیننده با شخصیت هایی که بازیگر از آنها تقلید میکند.