مردم اغلب در اوقات فراغتشان کارهایی از این قبیل انجام میدهند،داستان میخوانند،شعر میخوانند،به تئاتر و سینما میروند،موسیقی گوش میدهند و به نمایشگاه های هنری میروند،به سیر و سفر میپردازند و بناها و منظره ها را تماشا می‌کنند.

به قلم رضا رومیانی– همه این فعالیت ها زیباشناسانه یا برنامه های هنری هستند. مردم به اختیار خویش و به خاطر علاقه خود به این فعالیت ها میپردازند.

 

گوش دادن به موسیقی یا خواندن داستان کمکی به معیشت فرد نمیکند.یا رفتن به یک نمایشگاه هنر هیچ یک از دردهای جسمانی ما را شفا نخواهد داد.پس چرا مردم به دنبال هنر و زیبایی هستند؟

 

زیبایی هر آن چیزی هست که آدمی را به خود جلب می‌کند و ما خواهان تکرار دیدار یا شنیدن آن هستیم.

 

ما نمی‌توانیم تعریفی جامع در مورد هنر و ویژگی های مشترک انواع هنرها بیان کنیم که همه دیدگاهها را شامل شود.مثلا بیان احساسات به گونه ای که در شعر و داستان مطرح هست در معماری مطرح نیست.

 

یا هنر مبتنی بر بازنمایی چیزی غیر از هنر انتزاعی است.بنابراین نمیتوان تعریفی جامع در مورد ویژگی های مشترک انواع هنرها بیان کنیم.اما به طور کلی می‌توان هنر را بیان احساسات و عواطف انسانی (یا بیانگر احساس و تخیل) عنوان کرد.