ریزش ساختمان؛ متروپل؛ کشته؛ زخمی و داغدار شدن به پهنای ایران. اینها واژگانی است که دنیایی از درد و اندوه را با خود یدک می کشند.

به قلم الهام زادمهر متروپل، ساختمانی که پیش از صدور مجوز ساختش کسی فکرش را هم نمی کرد روزی تیتر یک رسانه های کشور شود و دردی عمیق بر پیکر آبادان تحمیل کند. اما حالا خبرساز شده، ویران شده و همراه با نابودی خود جان چند تن از شهروندان آبادانی را گرفته و چند مصدوم بر جای گذاشته تا بار دیگر به همگان گوشزد کند که ایمنی در ساخت و ساز شوخی بردار نیست و اهمال کاری چه مصیبتها که با خود به همراه ندارد.
از درد و رنجش که عبور کنیم بزرگترین سوالی که به ذهن خطور می کند این است که، چرا چنین اتفاقی رخ داد؟ آیا قوانین ساخت و ساز به قدری پوشالی هستند که استانداردهای لازم را تعریف نکرده و این قوانین در مرحله اجرا نقص دارد یا مجریان به درستی و طبق استانداردهای تعریف شده بر نحوه اجرای کار نظارت نداشتند؟ چند متروپل دیگر باید طعمه شود تا جلوی این فجایع گرفته شود؟
چند خانواده دیگر باید داغدار و قربانی چنین حوادثی شود؟ کافی نیست آقایان شهرداری و آقایان مسوول؟ چه کسی و یا چه کسانی از این نوع ساخت و ساز ذینفع بوده اند؟ آنچه که مسلم و عرف ساخت و ساز است گرفتن پایان کار از شهرداری است و در نهایت این شهرداری است که باید امنیت و استاندارد سازه و بنا را تایید کند. از آنجا که برای اخذ گواهی پایان کار مالک باید به شهرداری مراجعه کند و شهرداری، کارشناسان خود را برای بازدید و بررسی به محل مورد نظر اعزام می کند تا تمامی امور مربوط به امنیت ساخت و ساز مورد تایید قرار گیرد، پس بدون شک حلقه پاره زنجیره امنیت و استاندارد ساختمان را باید در شهرداری یافت، چرا که تا زمانی که کارشناسان شهرداری تاییدیه نهایی را صادر و امضا نکنند مالک به هیچ وجه نمی تواند ملک را به فروش برساند و امکان نقل و انتقال ملک در دفاتر اسناد رسمی وجود نخواهد داشت.
شاید وقت آن رسیده تا مجازاتی بسیار سنگین و بازدارنده برای متخلفان در نظر گرفته شود تا مجازات اهمال کاری و رانت در مقابل سود حاصل از آن بسیار بیشتر باشد تا هیچ پیمانکار، مالک، مهندس و کارشناس ناظر و یا هیچ ذینفع دیگری دندان طمع خود را برای دور زدن قانون و ایجاد فساد در زنجیره اجرای استانداردها تیز نکند و با حوادثی چون ریزش ساختمان جماعتی را در اندوه فرو نبرد.