به قلم علیرضا دوستان- جهانی شدن در پی برداشتن موانع از سر راه جریان آزاد سرمایه و کالا در سراسر جهان است. سرمایه اعم از سرمایه مادی و سرمایه انسانی به صورت انسان های متخصص و ماهر است.
جهانی شدن مدیریت ها و ساختارها را با چالش ها رویارو می سازد. فقدان انعطاف و ناتوانی در عرصه رقابت جهانی موجب لطمات گسترده می شود. مدیریت شهری نیز در معرض چالش های ناشی از جهانی شدن است. دگرگونی بازار کار، برهم خوردن قواعد و ضوابط معمول، رقابت بخش عمومی با بخش های خصوصی و غیردولتی، حذف مزایای ویژه از جمله این چالش هاست (شرکت پردازش و برنامه ریزی شهری, ۱۳۸۲، ص۱۱).
شهرهای بزرگ در کشورهای در حال توسعه در معرض هر دو دسته مخاطرات است. زیرا هم دچار انواع کاستی ها در عرصه ی رقابت جهانی شدن است و هم دستخوش ساختارها و مدیریت های فاقد درخوری با ملازمات جهانی است. از این رو سازمان های جهانی با محوریت سازمان ملل برای کارا کردن مدیریت شهری پاره ای اصلاحات را سفارش می کنند که از آن جمله است؛ ایجاد انضباط مالی، تخصیص شفاف منابع، ایجاد سیستم های قوانین و مقررات کارا و پیش بینی پذیر، مسیولیت پذیری، برنامه ریزی راهبردی، سازوکارهای مستقل و عادلانه برای رفع تعارضات و اختلافات، تصمیم گیری مشارکتی، رواج ایمنی و امنیت برای همگان، جریان عیان اطلاعات، و پای بندی به اخلاقیات اعلان شده و مرسوم (شرکت پردازش و برنامه ریزی شهری, ۱۳۸۲، ص۱۲).
از پیامدهای جهانی شدن، هم شکل شدن جهانی است. در این میان شهرها به سوی همانندی و همگونی سوق می کنند. شهرهای کشورهای پیشرفته صنعتی در تحول پیشگام اند. تحولات شهرهای پیشرفته صنعتی به عنوان الگوی تحول شهری توسط کشورهای دیگر پذیرفته و دنبال می شود. از پیامدهای هم شکلی شهرها، بی شکلی و از ریخت افتادگی شهرهاست. این روند برخلاف گذشته است که معمولا شهرها برحسب اقتضای محیطی، جغرافیایی و فرهنگی دارای ساختار ویژه بودند و به اصطلاح هویت خاص داشتند. گسترش سریع شهرها از عوامل عمده برهم زدن بافت دیرینه ی شهرهاست. بافت دیرینه، ساختار فرهنگی، اجتماعی و محیطی شهر را در بطن خود دارد.
به عبارت دیگر، بافت شهری بازتابی از فرهنگ تاریخی است. تفاوت الگوی شهرهای اسلامی و شهرهای رومی مصادیقی از نمود تاریخی در نماد شهری است. از دست رفتن بافت شهری نوعی جدایی از ریشه و پیشینه تاریخی و فرهنگی در انسان شهری ایجاد می کند. توجه به بافت مناسب شهری از نکات مهمی است که مدیریت شهری با آن روبروست. در اروپا تمهیدات مختلف برای حفظ بافت و معماری شهری منظور شده است.
انجمن ۱۳۱ شهر دارای دیوار، برج و بارو نمونه ای از همکاری برای دستاوردهای شهری گذشته است. وقتی این موضوع مقایسه می شود با خراب کردن دیوار قدیمی تهران در دوران بوذرجمهری و پشیمانی وی در اواخر عمر پس از دیدن شهرهای اروپا، درخور تأمل است. در قرن بیستم، حفظ بافت و میراث شهری به تدریج یک موضوع جهانی شده است. در این میان، پرسش بنیادین این است که چگونه گسترش موجب برهم خوردن بافت و معماری شهری نشود. هنوز پاسخی فراگیر به این پرسش داده نشده است.
به ویژه این که ساختار و بافت شهری همواره مورد تهدید برخی عوامل اند که از آن جمله است: جمعیت افزایش بر ظرفیت، نارسایی تسهیلات و زیرساختار ها برای برآوردن نیازهای مردم، ناتوانی مالی حکومت ها، ضرورت بازسازی زیرساختارها، و رواج فناوری های نو. از این رو همواره در مورد حفظ بافت شهری بین پندار و کردار فاصله است.
به ویژه این که مدیران شهر با مجموعه ای از مشکلات و تنگناها دست به گریبان اند که حفظ بافت و میراث فرهنگی شهر یکی از آن هاست. علاوه بر این، تلفیق روحیه محافظه کارانه در قبال بافت دیرینه و گرایش نوآورانه در قبال توسعه ی شهری کاری نغز و ظریف است. بسیاری از مدیران نسبت به ظرافت موضوع فاقد حساسیت لازم می باشند. متأسفانه تنگناهای اقتصادی بر ملاحظات اجتماعی و فرهنگی سایه ی سنگین می افکند (شرکت پردازش و برنامه ریزی شهری, ۱۳۸۲، صص۳۳-۳۲).

Friday, 27 February , 2026