به قلم علیرضا دوستان- شهر پدیده ای چند بعدی و پویاست که پیش بینی و برنامه ریزی دقیق و کامل برای تمام عناصر آن امکان پذیر نیست. شهرها در طول حیات خود با رشد و توسعه روبه رو هستند. توسعه، فرایندی کمی و کیفی است که هدف آن تکامل سطح زندگی و رسیدن به شرایط آرمانی در حوزه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است (کاظمیان و همکاران, ۱۳۹۲، ص۲۱۳).

در سراسر جهان سیستم های شهری در حال رشد و گسترش هستند. در برخی از نقاط این رشد با سرعتی چشمگیر در حال گسترش است[۱]. مقیاس مورد استفاده در مطالعات شهری، جمعیت است. به این ترتیب اندازه شهر اغلب با تعداد افرادی که در محدوده معینی زندگی می کنند سنجیده می شود. اما محققان شهری شاخص های دیگری مانند تعداد نیروی انسانی فعال در شهر، تعداد خانوار، میزان ارزش افزوده فرایند تولید و شاخص هایی از این قبیل را نیز مورد استفاده قرار می دهند (کاظمیان و همکاران, ۱۳۹۲،ص ۵۵۵).

در کشورهای جهان سوم و در حال توسعه روند انطباق فرایند بهبود و نوزایی شهری نسبت به گسترش روز افزون تکنولوژی به کندی صورت میگیرد به گونه ایی که زیستن در این شهرها برای قشر تحصیل کرده و نخبه با چالش جدی روبروست و همین امر موجبات مهاجرت و فرار مغزها به کشورهای توسعه یافته را سرعت می بخشد.

در سال ۲۰۰۷ برای نخستین بار در تاریخ، در نتیجه رشد سریع شهرنشینی که در اواسط قرن بیستم شدت یافت، بیشتر جمعیت جهان(در حدود۳/۳ میلیارد نفر) ساکن نواحی شهری شدند. به نحوی که در این سال ۷۵ درصد از جمعیت کشورهای توسعه یافته و۴۴ درصد از جمعیت کشورهای جهان سوم در شهرها زندگی می کردند. بر اساس تخمین سازمان ملل متحد در سال ۲۰۵۰، ۸۸ درصد از جمعیت اغلب کشورهای توسعه یافته و ۶۷ درصد از جمعیت کشورهای کمتر توسعه یافته شهرنشین خواهند بود. به علاوه ۱۰ درصد از جمعیت شهرنشین دنیا ساکن شهرها (با جمعیت بیش از ۱۰ میلیون نفر) و در حدود ۴۰ درصد آنها ساکنان شهرهای عمده با جمعیتی بیش از یک میلیون نفر خواهند بود(سازمان ملل متحد، ۲۰۰۸) به نقل از  (کاظمیان و همکاران, ۱۳۹۲،ص ۵۵۶-۵۵۵).

کلمه کلان شهر برای نخسین بار در اواسط دهه ۱۹۷۰ به وسیله یک برنامه ریز شهری به نام پرلمان به کار برده شد که بر پدیده انباشتگی در شهرهای بزرگ دلالت دارد. براین اساس کلان شهرها آن دسته از مادرشهرها] هستند که جمعیت آنها بیش از ۵، ۸ یا ده میلیون نفر باشد. در برخی تعاریف دیگر حداقل تراکم جمعیتی معادل۲۰۰۰ نفر در کیلومتر مربع ذکر شده است. البته لازم به ذکر است که داده های سرشماری و مرزهای شهرها همواره با عدم قطعیت هایی همراه است(Frank, ۲۰۰۵) ، به نقل از  (کاظمیان و همکاران, ۱۳۹۲،ص ۵۵۶).

افزایش شدید روند شهرنشینی در سال های پایانی قرن بیستم منجر به ایجاد تعداد زیادی از کلان شهرها گردید. در سال ۱۹۵۰ تنها ۵ شهر نیویورک، لندن، پاریس، توکیو و شانگهای دارای جمعیتی بیش از ۵ میلیون نفر بودند. در حالی که در سال ۲۰۰۰ در حدود ۱۹ شهر جمعیتی بیش از ده میلیون تن داشته اند که دوسوم آنها در کشورهای در حال توسعه و بیش از نیمی از آنها در جنوب شرقی آسیا قرار دارند.

رشدکلان شهرها و دیگر شهرهای بزرگ در سراسر دنیا تحت تأثیر جهانی شدن و رشد لجام گسیخته اقتصادی قرار دارد. دستاوردهای این روند جهانی شدن بر مدیریت شهری، به ویژه در شرایط نبود سازمان های اجتماعی قوی، گاه بسیار شدید بوده است. در بسیاری از موارد، افزایش فقر در این مناطق و توزیع ناعادلانه ثروت از طریق تخصیص نابرابر منابع در سرمایه گذاری در بخش عمومی و رشد به کارگیری فناوری که تنها می تواند مورد استفاده نیروی کار ماهر قرار گیرد، به همراه ضعف نسبی سازمان ها و مشارکت عمومی و سیاست گذاری ها در پاسخ به این مسایل تشدید شده و در نهایت به تدریج منجر به از هم گسیختگی شهر و سازمان آن خواهد گردید (کاظمیان و همکاران, ۱۳۹۲،ص ۵۵۷-۵۵۶).

در کلانشهر های ایران علی رغم بهبود عملکرد سیستم شهری و فراهم شدن بسیاری امکانات که فرایند کار و پیشرفت را برای ساکنان آن فراهم آورده است ناهنجاریهای زیادی به چشم میخورد که در مناطق کمتر رشد یافته و حتی روستایی با آن موجه نیستیم. بروز مشکلات فرهنگی که گاهاً از عواقب تراکم و ادغام خورده فرهنگ ها با سبک زندگی و تفکر غالب در کشورهای توسعه یافته بر شمرده میشود از چالشهای جدی کلانشهر ها در ایران است که در شهرهای کوچک و جوامع روستایی کمتر با آن مواجهیم.