به قلم علیرضا دوستان- روند روبه رشد شهرنشینی در جهان، بویژه در دهه های اخیر، منجر به ظهور کلانشهرهایی شد که با توجه به تعدد و نیز مشترکات موجود بین نمونه های جهانی آن، زاویه ای جدید از موضوعات شهرسازی و معماری را بازگشوده است.
ابعاد گسترده و پیچیده این پدیده موجب شده تا پرداختن به این جریان، از یک سو در زمره اولویت ها در سیاست ها و برنامه های شهری قرار گیرد و از سوی دیگر، ضرورت در انجام مطالعات و تحقیقات خاص را با دیدگاه ها و نگرش های متنوع مطرح سازد.
به تبع تنوع در نگرانی های مترتب بر پدیده کلانشهرها، نگرش های متنوعی نیز در برخورد با مسایل این پدیده مطرح می شود. برخی ظهور و وجود کلانشهرها را در قالب نکات مثبت آن و در زمینه توسعه اقتصادی و اجتماعی دانسته اند و در مقابل برخی دیگر، ظهور این پدیده را به منزله نابودی منابع تجدید ناپذیر و عامل از هم پاشیدگی نظام اقتصادی، اجتماعی و مدیریتی ارزیابی نموده اند. در این باره، اصول و معیارهای توسعه پایدار شهری و منطقه ای نیز به عنوان یک چالش روز، پیش روی سیاست گزاران، برنامه ریزان و متخصصان قرار گرفته است. کلانشهر تهران پدیده ایی است که سیر تحول و دگرگونی آن قابل تأمل است. درحالی که دهکده ییلاقی تهران دویست سال پیش به عنوان پایتخت ایران انتخاب شده اینک همراه با مجموعه ای از مراکز جمعیتی اطراف خود، حرف اول را در ابعاد اقتصادی، اداری و خدماتی در کشور می زند (لبافی, ۱۳۸۲، ص نه).
تفاوت های اجتماعی- اقتصادی ساکنین مناطق شهری در اثر عوامل مختلف به صورت شکاف مسأله روتینی که همه شاهد و درگیر با آن هستند به وجود می آیند همچنین تفاوت های اجتماعی- اقتصادی در هر شهر باعث شکاف طبقاتی شده بطوری که برخی مناطق سکونتگاه افراد فقیرتر و برخی جایگاه افراد ثروتمند می شود بدیهی است که کیفیت فضایی و کالبدی دو محیط کاملا متضاد با هم می شود بطوری که مولد مشکلات و تهدیداتی است که می تواند مشأ مشکلات و جرایم، مسایل اجتماعی و حتی امنیتی برای یک شهر باشد. اما برخی سیاست ها و اقدامات عوامل مدیریت شهری این روند را نه تنها تعدیل نمی کند بلکه در مواردی آنرا تشدید می کند تجربیات موجود در عرصه اقدامات نوسازی شهری کشورمان قالب بودن وجهه کالبدی مداخلات که بصورت پانسمان های موضعی ساختار نامتعادل و بیمار کل شهر را نشان می دهد که در آن تحلیل جوانب اجتماعی- اقتصادی فضاها و ساکنان آن نادر بوده یا مغفول مانده است.
ای بسا طرح ها و اقدامات نوسازانه ای که به اخراج ساکنین اصلی و استقرار اقشار جدید و متمول، عدم احترام به حقوق مالکیت فردی، زایش مشکلات اجتماعی جدید در بافت های جدیدالاحداث و ناهماهنگی شدید و فقدان یکپارچگی اجتماعی در محدوده های مورد مداخله منجر شده اند. تشدید روند جدایی گزینی اقشار اجتماعی در عرصه فضایی می تواند از چالش های توسعه ی همگون و یکنواخت شهرها باشد چراکه این پدیده در جهت عکس نسبت به اهداف توسعه پایدار در بافت های شهری ایفای نقش کرده و منجر به پیامدهای ناگواری در ابعاد جامعه شناختی و فرهنگی خواهد شد.
بافت های سرزنده و پویا که برخوردار از مقیاس انسانی و جذابیت های بصری هستند همخوانی بیشتری با زیست بوم دارند که این خود امتیازی ارزشمند برای نیل به اهداف توسعه ی پایدار در بافت های با ارزش و گاها تاریخی ایجاد نموده است. یکی از ابزار قدرتمندی که توسعه پایدار را تحقق می بخشد معماری و شهرسازی است. بطوری که اگر در جهت بهبود سکونت گاههای مطلوب از منابع بصورت موثر استفاده شود نه تنها عصر حاضر بلکه آیندگان نیز از آن منتفع می گردند (ناصری, فرزان منش, دوستان, ۱۳۹۳، ص۲).

Friday, 27 February , 2026