در حوادث و آشوب های این ایام یکی از ضعف های ریشه دار و اصلی سیستم آموزشی کشور در بحث جریان سازی در نسل های دهه هشتادی و نودی مشخص شد.

&#x۲۷۰d;&#xfe۰f;به قلم  یاسر نظری چگنی– سرنوشت مملکت ها و‌ دولت ها را نظام آموزشی آنها رقم می زنند و تعیین کننده ماندگاری و یا فروپاشی ساختارها همین سیستم آموزشی است.

بحران های اجتماعی به علت داشتن استرس و هیجان های کاذب نیازمند یک مقابله سیستماتیک هستند و این وظیفه دستگاه آموزش و پرورش است چرا که در اینچنین مواقعی مدارس بعنوان یک خانه و خانواده می توانند با داشتن آگاهی از راه های مقابله و آموزش و انتقال آنها به دانش آموزان نقش خوبی در کاهش و یا حتی جلوگیری از ورود بحران های اجتماعی و فرهنگی به این قشر داشته باشند.

وقتی که فرآیند تمام انتخاب ها در آموزش و پرورش سیاسی و منفعتی می شود و نگاه سیاسی بر آن حاکم می شود طبیعی است که بستر تحولات اجتماعی مخرب و آسیب زا در آن به خودی خود فراهم و شکل می گیرد.

جای تحلیل و بررسی دارد که چرا در کشور ما فضای مجازی تمام و کمال بر نظام آموزشی غلبه کرده و عملا ما و نسل های ذکر شده را دچار روزمرگی نموده است و دانش آموزان و حتی دانشجویان برای وقت کشی و فرار از مسیولیت های اجتماعی و خانوادگی در این فضا حاضر می شوند.

در حالی که قوی ترین ابزار برای دمیدن امید در جامعه و همراهی نوجوان و جوانان با سیستم حکومتی می توانست آموزش و پرورش باشد اما به هزاران دلیل گفته و ناگفته آموزش و پرورش نه تنها در این راستا موفق نبوده است ولو یک نسل وارونه و حتی در تضاد با دولت پرورش داده است.

به راحتی می توان پیش بینی کرده و آینده را همین الان ترسیم نمود که با این وضعیت آموزش و پرورش و نظام آموزشی کشور و ورود نوجوانان و جوانان دهه هشتادی و نودی به عرصه جامعه باید قید بهبودی و حرکت به سمت دستیابی به ایده آل ها را زد.

متاسفانه در طول این چند دهه آموزش و پرورش میدان تاخت و تارهای سیاسی و غیرعقلانی شده و استخدام های بدون معیار و فله ای سیستم آموزشی را در تضاد با اهداف حکومت و دولت قرار داده است.

ما از ظرفیت نظام آموزشی وارونه استفاده کرده ایم.

نظام آموزشی کشور که تمام قدرت و ثروت خود را در طی این سالیان روی انتخابات ها و مدیریت گزینی تمرکز کرده است نسلی را تربیت نموده که در تقابل با اراده دولت ها حرکت می کنند.

اسفناک است که آموزش و پرورش هر چهار سال یک بار برای گروهی مخبط فریفته ی به قدرت و تشنه صندلی های ریاست جولانگاه بوده و زنجیره ارتباط نسل های های سوم و چهارم را با انقلاب قطع کردند.

در بحث علم و تحلیل های راهبردی و منطبق با واقعیت و تخصص پروری رشد که نداشته ایم هیچ؛حتی تنزل چشم گیری هم داشته ایم.

مقصر اصلی این مسیله که نوجوانان و جوانان امروز در تحلیل واقعیات کنونی جامعه و تشخیص سره از ناسره واقعآ دچار اشتباه شده اند کسی نیست جز دستگاه های آموزشی و در رأس آنها نهاد مقدس آموزش و پرورش که در بارور کردن و به ثمر نشستن استعدادها شکست خورده است.

فرهنگیان ما خود تحت تاثیر فضای مجازی و رسانه ای از فرهنگ های اصیل ایرانی و اسلامی فاصله گرفته اند و در آموزش این اصول چندان همتی ندارند.

نوجوانان و جوانان در این سیستم سیاست زده آموزشی رفتارهای دین ستیزی؛اخلاق گریزی؛فریادزدن های غیرمنطقی وووووو را آموختند؛چیزی که جای تحقیق و تعجب دارد این است که دختران ما با حجاب و‌ پوشش وارد مراکز آموزشی و دانشگاه ها می شوند اما هنگام خروج دیگر نه خبری از پوشش است و‌ نه حجاب.