انتصابات در کشور و به تبع آن در لرستان کند پیش می رود.

&#x۲۷۹۶; چاره چیست؟

&#x۲۷۹۶; با شروع دولت جدید، انتظار عمومی و البته معقول این است که در سریع ترین زمان ممکن، تیم مدیریتی دولت قبل، جای خود را به تیم‌های با انگیزه و البته همسو با تفکر دولت دکتر رییسی داده، تا آواربرداری معضلات به جا مانده از دولت قبل (خصوصا در لرستان مظلوم) به سرعت و جدیت آغاز شود.

&#x۲۷۹۶; اما همگان دیدند که روند این تغییر مدیریتی در کشور کند پیش می‌رود، دلایلی را می توان برای این داستان برشمرد که در ادامه به برخی اشاره می‌شود:

۱) وجود ستادهای انتخاباتی گوناگون
توضیح اینکه، در انتخابات اخیر ریاست جمهوری ستادهای متعددی در حمایت از دکتر رییسی بر پا شد که طبیعتا بعد از انتخابات همه‌ی این ستادها خود را ذینفع و محق در پیروزی دولت دانسته و هر کدام به نوبه خود لیست پیشنهادی خود را برای مدیریت‌ در استان‌ها ارجح دانسته و جالب اینکه هر ستادی، در دولت سرخطی دارد، یا بقول معروف بی‌کس نیست، و گزینه های خود را از طرق مختلف به وزرا و معاونین رسانده و البته تمام سعیشان را کرده‌اند تا گزینه‌هایشان مسیولیتی را عهده‌دار شوند.
تا اینجای داستان طبیعی است، حال شما تعدد ستادها و گزینه ها را تصور کنید. بی‌تقوایی در تخریب دیگر گزینه‌ها و البته حمله به گزینه‌های استانداران را تصور کنید چه پیش می‌آید؟

۲) رایزنی نمایندگان فعلی و ادوار گذشته در این زمینه حکم “زیره به‌کرمان بردن” را دارد و آگاهان فضای فکری استان، عمق فاجعه و درد این داستان را می دانند و بارها قلم فرسایی کرده اند.

۳) دخالت‌های برخی معاونان وزرا
معاون وزرا خود در انتصاب مدیران ملاحظاتی دارند، یعنی ترجیح می‌دهند مهره هماهنگ با خودشان بر مسند قدرت و مدیریت باشد، چراکه از این رهگذر، به برنامه‌ها و مطامع خاص خودشان خواهند رسید، نقش اینگونه معاونین وزرا در انتصابات کمرنگ نیست، خصوصا وقتی در استانی (مثل لرستان)شاهد چند صدایی و تخریب گزینه ها می‌شوند، با خود می گویند، حالا که اینها افتراق دارند، ما هم گزینه خودمان را جاسازی می‌کنیم.

۴) ایده کلی‌ که در دولت دکتر رییسی وجود دارد، از قلع و قمع و بقول مرسوم ” تغییرات دفعی و جمعی مدیران” باید حذر کرد و یا بقولی در میان مدیران دولت قبل، آنانی که اهل خدمت بوده‌اند نگهداری شوند. این ایده اگرچه در نظر خوب است و نوید عقلانیت می دهد، اما با توجه به موارد فوق که گفته شد، خود به عاملی برای تغییرات لاک پشتی. مدیریت‌ها مبدل شده و تقریبا تمام مدیران دولت قبل خود را خدمتگزار و محق ماندن می دانند و با بدنه وزارت‌های متبوع لابی سنگینی را راه انداخته اند.

&#x۲۷۹۶; این عوامل کار استانداران را در کل کشور سخت کرده و لرستان هم نه تنها جدای از این ماجرا نیست، بلکه با توجه به ویژگی‌های خاص خودش تقریبا از نظر کارشکنی در کار استاندار سرآمد است.

&#x۲۷۹۶; حال چاره چیست؟

بنظر نگارنده اکنون چاره‌ی اورژانسی، تعیین سرپرست برای دستگاه‌ها و‌ دوایر دولتی است که کماکان مدیریت های قبلی برآنان فرمان می رانند.

&#x۲۷۹۶; چاره نهایی چیست؟
بنظر می رسد با ادامه روند فعلی، استانداران چاره‌ای ندارند جز استمداد از شخص رییس جمهور! تا با ورود معاون اول، ورزا از طریق قانونی مجبور شوند که به‌گزینه های استانداران تمکین کنند، و صد البته باید همینگونه نیز باشد، چون این استاندار است که بار مشکلات استان را بر دوش دارد و برای برنامه‌هایش حق دارد تیمی هماهنگ بچیند و در نهایت به افکار عمومی پاسخگو باشد.