سردار احمد کریمپور مشاور ویژه سردار قاسم سلیمانی در گفتگو با تسنیم به ۵۶ ویژگی این شهید والامقام اشاره کردهاست که در ادامه باهم میخوانیم.
- او میگفت ما در منطقه نفوذهایی داشتیم ولی عمق نفوذ اکنون ایران را در هیچ دورانی نداشتیم.
- او می گفت اگر ما منزوی هستیم چرا دشمن این قدر دنبال پیمان بستن با ماست و میخواهد با ما رابطه داشته باشد.
- او میگفت ما از سرمایهگذاری و تلاشی که دشمن در تمام ابعاد انجام میدهد به عظمت انقلاب اسلامی خود پی میبریم.
- او در پاسخ به اینکه حتماً پارتی داشتی که به این مقام و منزلت رسیدی میگوید من توی جنگ نه درجه داشتم و نه حاجی بودم و نه طایفه بزرگی داشتم و نه پارتی داشتم نه عضو حزب اصولگرا بودم نه عضو حزب اصلاح طلبها بودم اما از هزاران نفر تبعیت میکردم من یاد ندارم یک مورد نمونه تمرد کنم… و در نهایت میگوید به رفاقت و دوستی و صمیمیت خیلی اهمیت میدهد… اینجا مهم میزان تقواست. هنر در چیز دیگری است هنر در کلمه سروانی و سرداری نیست.
- او در پاسخ به اینکه پس هنر در کجاست میگوید: هنر در تبعیت از ولایت فقیه است. که حالا در دست رهبریت عظیمالشأن انقلاب اسلامی است.
- او وقتی گزارش به فرماندهی کل قوا رهبریت معظم انقلاب میدهد که آن اشرار مهم شرق کشور را دستگیر کردیم حضرت سوال میکند چطوری؟ ایشان میگوید او را دعوت به مهمانی کردیم سپس دستگیرش کردیم. آقا میفرماید مهمان خود را دستگیر کردید؟ عجب همین حالا او را آزاد کنید. او نمی پرسد چرا؟ از همانجا دستور آزادی آن مجرم را میدهد که اگر محاکمه میشد به ده بار اعدام محکوم شد. ولی امر ولی فقیه است. آن موقع آزاد شد و البته بعداً دستگیر شد.
- او در کنار تمام توفیقات در عرصه سیاسی نظامی و جهادی و جهاد در بُعد آبادانی یک فوق کارشناس خبره فرهنگی شناخته شده بود، چون مرتب به خواندن کتاب هایی که عامل رشد و فرهنگ اسلامی بود سفارش داشت.
- او که نوک پیکان ظلمستیزی ایران در منطقه است، حسب نظرسنجی مرکز دانشگاه مریلند، سالهاست که با اختلاف زیادی در صدر محبوبترین شخصیتهای مردم ایران معرفی میشود.
- او میگفت ما در جنگ نگران دشمن نبودیم، بلکه نگران خودمان بودیم چون حکومت جمهوری اسلامی نهضت شده بود حالا یک فرد در نهضت میجنگد.
- او میگفت دوران دفاع مقدس دورانی بود که سرخ و سیاه نداشت و هرکسی اخلاص داشت زیر آن سقف جا میگرفت و جا داشت و کسی از کسی سوال نمیکرد چه خطی و چه اندیشهای داری.
- او میگفت که جبهه یک بهشت زندهای بود و هر کسی بتواند به هر مقدار این شمیم را و این عطر را به جامعه ما تزریق کند و جامعه ما این بو را استشمام کند به شهیدان خدمت کرده است.
- او می گفت این حرفها را از من بیسواد کمتر قبول کنید اما من معتقد هستم آن چیزی که دیدم در صحنهها و خیلی از شما هم دیدهاید معتقدم امام زمان (عجل الله) که انشاءلله ظهور کند حکومتی که ایجاد میکند قله آن حکومت دورهای بود که دفاع مقدس ما در آن دوران بود.
- او معتقد بود که دشمن انقلاب و اثرات انقلاب را بهتر و بیشتر از ما میشناسد که این مقدار سرمایهگذاری میکند که این انقلاب را از خاصیت بیاندازد، چون این انقلاب یک شیی بسیار با ارزش است.
- او می گفت ما شناخت حقیقی از انقلاب را در تلاش دشمن حس میکنیم. ببینید سی و چند سال این حجم سرمایهگذاری، این حجم دشمنی و این حجم تلاش از جنگ تا تحریم تا موضوعات مختلف دیگر نشان از عظمت انقلاب دارد.
- او در مراسم شهادت مدافع حرم مرتضی حسین پور گفت که به خانواده حججی گفتم انتقام از داعش میگیرم بدانید تا سه ماه دیگر داعش از بین میرود.
- او در جنگ طراح و تدوین کننده حمله بود.
- او پیشرو در جنگ و عملیات بود. همیشه به نیروها می فرمود بیایید. جلوی همه حرکت میکرد.
- او خستگی را احساس نمیکرد. دفتر فرماندهی او در جبهه خط اول بود.
- او، جان نیروها برایش بسیار مهم و با اهمیت بود و آنها را گران می دانست.
- او اهل شناسایی میدان نبرد بود و با این شناسایی نیروهای خود را هدایت میکرد.
- او با اطلاعاتی که از دشمن پیدا میکرد و با هوشی که داشت زاهد شب بود و شیر روز.
- او به دشمن ثابت کرده بود وقتی به تو حمله میکنم بدان با اطلاعاتی که دارم نابودت میکنم (شاهد آن فرار داعش از شمال عراق _ بارزانی گفت).
- او با تمام این شجاعت و بی باکی که داشت با نیروهای خود الفت و انس خاصی داشت.
- او دایم در دل یاران و همرزمان خود امید و آرامش و اطمینان و در دل دشمن ترس و اضطراب ایجاد می کرد.
- او با تمام عشقی که به خانواده داشت در طول ۳۶۵ روز سال فقط۶۰ روز در کنار خانواده دیده می شد.
- او در کنار مسیولیتی که در جنگ و نیروی قدس داشت هرچه وقت اضافه داشت در حال خدمت به خانوادههای محترم جانبازان و شهیدان بود.
- او آنقدر جانبازان را دوست داشت که نذرکرده بود آنها را به حمام ببرد و غذا برای آنها بپزد و کار خانه خانواده شهدا را انجام دهد.
- او نزد خانواده شهدا میرفت و به پای مادر شهید میافتاد و کفش او را میبوسید.
- او برای کسی که می خواست او را شهید کند و حکمش اعدام بود، واسطه شد تا بلکه او را عفو کنند، چون دیده بود خانواده او بیچاره و محروم هستند.
- او در مسایل سیاسی یک ویژگی اعتدالی داشت و همین مسیله باعث شده بود که جذب هیچ حزب و گروهی نشود و هیچ حزب و گروهی نتوانست او را جذب کند و اگر حرفی را میزد جاذبه اجتماعی داشت.
- او از عافیت طلبی و به دست آوردن قدرت کاملا پرهیز میکرد.
- او باعث شد فتنههای شرق کشور را با تدبیر و اندیشه و عقل فراگیر به پایان برساند و آرامش را به منطقه ببرد.
- او جاذبههای فراگیر داشت چون دافعهاش منطقی و حقیقی بود، دشمن را کاملا بررسی میکرد چرا دشمن شده و چرا مخالف شده.
- او در شرق کشور وقتی دید فقر باعث شده که جمعی از ملت اشرار شوند، وقت گذاشت و دلسوزی کرد تا اینکه برای اکثر آنها زمین و آب کشاورزی محیا کرد و آنها را از شرارت بازگرداند.
- او با این اشرار پیمان دوستی بست و تا آخر عمر از آنها دفاع میکرد. سردار اگر با دشمن هم پیمانی میبست، سر پیمان خود میایستاد.
- او بزرگ بود ولی بزرگی نمیفروخت. دست پیرمرد سیلزده را میبوسید و افتخار میکرد.
- او وقتی به دیدن خانواده شهدا میرفت میخواست که از خداوند برای او شهادتطلب کنند و برای این خواسته التماس میکرد.
- او برای وصال معشوق چه تضرع وگریه و چه راز و نیازهایی که نداشت که بلکه معشوق را راضی کند که به دوستان شهیدش وصل شود.
- او میدانست که اگر به دوستان شهید خود نرسد چه فوز عظیمی را از دست داده و با تمام تلاشهایی که کرده، از آن محروم شده.
- او با تمام وجودش بنا به فرموده رهبری شر داعش این جرثومه خبیث را برچید و جهان را از وجود این خبیثان راحت و آسوده کرد.
- او با رفتن به عنوان مهمان به کشور عراق به شهادت رسید و نقاب از چهره تروریستی دولت آمریکا و استکبار جهانی برداشت.
- او میهنپرستی در کنار اعتقاد دینی داشت که در تمام عمر خود نگذاشت دشمن یک وجب از خاک میهنش را صاحب شود.
- او به همه ی جهان به خصوص آزادگان جهان آموخت که باید خود را فراموش کنی و نادیده بگیری و اگر عاشق ملتت هستی باید خود را برای آنها فدا کنی.
- او در مکتب خانه خود پایهگذار رشد انسانی شد که باید شجاع، انسان دوست و با تلاش شبانهروزی همراه باشد.
- او میگفت باید مرد عمل باشی و با تمام عطوفت و مهربانی و سادهزیستی و فروتنی باید صاحب اقتدار و عزت باشی.
- او آنقدر صبور بود که باعث تعجب اطرافیان میشد. وقتی سوال میشد سردار این صبر از کجا آوردی میفرمود خانواده شهدا به من دادهاند و چون ۱۵۰ مادر شهیدان کرمان هرشب مرا دعا میکنند.
- او را باید اینطور معرفی کرد: سوارهای بود که پیاده میشد تا دستگیری از پیاده کند.
- او از خلق درمانده روی بر نمیگرداند و خدمتی میکرد چشم پاداش نداشت.
- او در منطقه اگر مردمی از ستم داعش فریاد میزدند و کمک میخواستند نمیگفت شما مسیحی هستید ایزدی هستید و یا صاحب خط دیگری، برای نجات از دست داعش به کمک آنها میرفت.
- او بنا به فرموده رهبر معظم، فردی شجاع و با تدبیر بود و عقل لازم برای بکاربردن این شجاعت را داشت.
- او اهل عمل و اقدام با محوریت تدبیر بود و با داشتن تدبیر، دل و جگر کار را داشت و به دهانه خطر میرفت و ابایی نداشت.
- او در میدان سیاسی هم اهل تدبیر و منطق و شجاع بود که سخنانش اثرگذار و قانع کننده بود.
- او ابزار شجاعت و اخلاص و تدبیر را برای خدا خرج میکرد.
- او اهل ظاهرسازی و تظاهر و ریا و نشان دادن خود و سازمان خود نبود.
- او کاملاً در تمام شرایط، حدود شرعی رفتار و عمل و گفتار را رعایت میکرد.
- او کاملاً مراقب بود حتی در زمان اسلحه کشیدن به کسی ظلم و تعدی نشود و فقط دشمن را هدف قرار دهد.

Friday, 27 February , 2026